تجربه مذهبی آداب حضور زنان در جامعه ازمنظرآیات و روایات

 

 


 

 

آداب حضور زنان در جامعه ازمنظرآیات و روایات



چکیده :
حضور زنان دراجتماع وجامعه ازجمله مسایل مهم واساسی درعصرحاضراست.
اسلام با در نظر گرفتن ابعاد مادى و معنوى زن و با در نظر گرفتن تأثیر اعمال و رفتار وى در سعادت ابدى او و دیگران ، مقرّراتى را براى حضور زن در اجتماع وضع کرده است . این مقرّرات علاوه بر حمایت از زنان در بعد مادى و بهینه سازى روابط اجتماعى آنان، حافظ منافع بُعد معنوى و کرامت انسانى زن نیز هست. بى تو جهى به این دسته از مقرّرات ، پیامدهاى جبران ناپذیرى براى زنان و جامعه ی انسانى به دنبال خواهد داشت.
اسلام حضور زن را در اجتماع نه تنها منع نکرده بلکه حضور زنان در اجتماع را در تمامی عرصه ها باعث پیشرفت جامعه می داند.
ازجمله در مسایل تحصیل علم ،دفاع و جهاد در راه خداو اشتغال به شغل هایی که حضور زنان درآن فعالیت ، الزامی است.



بیان مسأله:
اسلام به شکل بی سابقه ای جانب زن را در مسایل مالی و اقتصادی رعایت کرده است. از طرفی به زن استقلال و آزادی کامل اقتصادی داده و دست مرد را از مال و کار او کوتاه کرده است و حق قیمومت در معاملات زن را که در دنیای قدیم، سابقه ممتد دارد و در اروپا تا اوایل قرن بیستم رایج بود؛ از مرد گرفته است و از طرف دیگر با برداشتن مسؤولیت مالی خانواده از دوش زن، او را از هر نوع اجبار و الزام برای دویدن به دنبال پول معاف کرده است»۱
اسلام با همه ی توجهی که به خطر شکسته شدن حصار عفاف‏ دارد – همان طور که روش این آئین پاک، خدایی است و یک آئین معتدل و متعادل است و از هر افراط و تفریطی به دور است و امتش را امت وسط می‏خواند – از جنبه‏های دیگر غافل نمی‏شود . زنان را تا حدودی که منجر به‏ فساد نشود از شرکت در اجتماع نهی نمی‏کند . در بعضی موارد شرکت آن ها را واجب می‏کند، مانند حجّ که بر زن و مرد به صورت مساوی واجب است و حتی شوهر حق‏ ممانعت ندارد و در بعضی موارد به ترخیص اکتفا می‏کند.
شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه ی بشری این است که این دو جنس در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند.

 

مقدّمه:
درباره ی حضور زن در اجتماع، پرسش هایى مى تواند مطرح باشد; از جمله این که زن چگونه و به چه کیفیتى در عرصه ی عمومى ظاهر شود؟ و دیگر این که تعامل و برخورد او با دیگران چگونه باشد؟ پژوهش حاضر تنها محور «کیفیت حضور زن در اجتماع» را بررسی نموده و در جستجوى پاسخ به این پرسش هاست:
۱-اسلام براى حضور زن در عرصه ی عمومى چه تدبیرى اندیشیده است؟
۲- آیا زن و مرد در این جهت مساوى اند یا براى حضور زن، شروط خاصی وجود دارد؟
۳- در صورت وجود شروط ویژه، این شروط کدام اند؟
در آغاز، توجه به چند نکته ضرورى مى نماید:
وجود غریزه ی جنسى و جذّابیت هر یک از مرد و زن براى یکدیگر، صلابت و قدرت جسمى برتر مرد و لطافت و ضعف جسمانى زن و علاقه ی بیشتر وى به تبرّج و خودنمایى در مقایسه با مرد، از امورى است که نمى توان انکار کرد. با توجه به این ویژگى ها، اگر زن بدون ضابطه، به هر شکل و قیافه اى در عرصه ی عمومى و در محل کار و اداره حاضر شود و خود را در برابر دیدگان مردان به نمایش بگذارد، جامعه اى که محل کار و تلاش اقتصادى و تأمین نیازهاى مادى۱و کسب فضایل اخلاقى و کمالات معنوى است ، به صحنه ی نمایش جذّابیت هاى جنسى و میدان تاخت و تازامیال و شهوات تبدیل می شود و این امر آثار مخرّب و زیان بارى در پى خواهد داشت.
حضور بى ضابطه ی زن در حوزه ی عمومى، نه تنها موفقیتى براى وى به ارمغان نخواهد آورد، بلکه کرامت انسانى و شخصیت واقعى او را نیز از بین خواهد برد و زن را طعمه ی دام صیادان شهوت پرست کرده، او را از قله ی بلند عزّت و کرامت، به پرتگاه ذلّت شهوت خواهد انداخت . چنین زنى نه تنها نخواهد توانست در بُعد مادّى، همگام با مردان به تلاش و فعالیت اجتماعى بپردازد و از نیروى خود در طریق پیشرفت جامعه استفاده کند، بلکه تا حد فراوانى، خنثی کننده ی توان مادى و نیروى فکرى مردان نیز خواهد شد. تجربه ی زنان غربى بهترین شاهد بر این ادعاست. انواع مشکلات و معضلات اجتماعى همچون تجاوز و آزارهاى جنسى، فرار دختران از خانه، باردارى های ناخواسته، سست شدن بنیان خانواده و از بین رفتن آن، سقط جنین، قتل و خودکشى و خودسوزى همه از پیامدهاى سوء آزادى بى قید و شرط فرهنگ غربى است.
اسلام با در نظر گرفتن ابعاد مادى و معنوى زن و با در نظر گرفتن تأثیر اعمال و رفتار وى در سعادت ابدى او و دیگران ، مقرّراتى را براى حضور زن در اجتماع وضع کرده است . این مقرّرات علاوه بر حمایت از زنان در بعد مادى و بهینه سازى روابط اجتماعى آنان، حافظ منافع بُعد معنوى و کرامت انسانى زن نیز هست. بى تو جهى به این دسته از مقرّرات ، پیامدهاى جبران ناپذیرى براى زنان و جامعه ی انسانى به دنبال خواهد داشت.
در ادامه ، برخى از شرایطى را که قرآن کریم در خصوص کیفیت حضور زن در اجتماع بیان کرده است بیان می کنیم :


– پوشش:
اندام انسان بر خلاف سایر حیوانات، از پوششى طبیعى که او را از سرما و گرما حفظ کند، خالى است. از سوى دیگر، بشر به طور فطرى، از برهنگى رنج مى برد و خوش ندارد بدن، یا دست کم برخى از اندامش در معرض دید دیگران باشد. همچنین انسان به زیبایى و آراستگى ظاهرى اهمیت مى دهد و تلاش مى کند تا حدّ امکان، با ظاهرى آراسته در برابر دیدگان دیگران ظاهر شود. بنابراین، انسان از جهات گوناگون، نیازمند چیزى است که هم او را از آسیب سرما و آزار گرما حفظ کند، هم از برهنگى نجات دهد و هم میل به زیبایى و آراستگى او را تأمین کند. لباس پاسخى مناسب به همه ی این نیازها است. بدین روى، قرآن شریف لباس را به عنوان چیزى معرفى کرده است که انسان را از سرما و گرما محافظت مى کند و زشتى هاى انسان را مى پوشاند . از این رو، نیاز به پوشش، یک نیاز طبیعى براى انسان، اعم از زن و مرد است و استفاده از آن تا حدّى فطرى و طبیعى است و زن و مرد در این زمینه، تفاوتى ندارند. بدین روى، مشاهده مى کنیم که زن و مرد صرف نظر از این که متدیّن به دینى باشند، به طور طبیعى، بدن خود را از نگاه دیگران مى پوشانند، اگرچه مقدار پوشش و کیفیت آن، طبق آداب و رسوم و فرهنگ هاى گوناگون، متفاوت است.
شریعت اسلام براى پوشش انسان ها مقرّراتى قرار داده که بیشتر آن ها میان زن و مرد مشترک است. مرد براى حضور در محل کار، باید بدن خود را بپوشاند. لزوم پوشاندن از گردن به پایین در حوزه ی عمومى، به جنس خاصى اختصاص ندارد . این مقدار از پوشش تقریباً میان زن و مرد مشترک است. در نتیجه، پوشش ویژه ی زن نبوده و اسلام نیز آن را مختص به زن ندانسته است. مرد نیز موظف به رعایت پوشش است. بنابراین، تفاوت زن و مرد در مقدار پوشش است، نه در اصل آن. آن چه زن را از مرد در امر پوشش جدا مى کند آن است که زن علاوه بر پوشاندن مقدار مشترک، باید مواضعى از بدن را بپوشاند که بر مرد واجب نیست.
(وَ قُل لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ)(نور: ۳۱); و به زنان با ایمان بگو: چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار که ظاهر است ـ آشکار ننمایند و اطراف روسرى هاى خود را بر سینه ی خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود).
«زینت» در جمله ی (وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا) : از ریشه ی «زَیْن» به معناى دلپسند و زیبا، در مقابل کلمه ی«شَیْن» به معناى زشت است. همچنین به اشیایى که انسان خود را با آن مى آراید و تزیین مى کند، «زینت» گفته مى شود . بنابراین، واژه ی «زینت»، هم به زیورآلاتى که از بدن جداست ـ مانند طلا و جواهر آلات ـ و هم به آرایش هایى که به بدن متصل است همچون سرمه و خضاب گفته مى شود. این واژه در لسان روایات، به محاسن و زیبایى هاى غیراکتسابى، که با آفرینش انسان همراه است، مثل موى سر، صورت، بازو و ذراع نیز اطلاق شده است.


استثناهاى پوشش:
سپس براى این حکم کلى، که نهى از اظهار زینت است، دو استثنا ء ذکر کرده : در استثناى اول،بیان می کند : (إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا); یعنى به جز زینت هایى که آشکار است. از این استثنا به دست مى آید که زینت هاى زن دو نوع است: ۱ -زینتى که به طور طبیعى آشکار است و۲- زینتى که مخفى است، مگر آن که زن با اراده و اختیار خود آن را آشکار کند. آیه ی شریفه با این استثنا، زینت هاى ظاهر را از حکم قبلى، که نهى از اظهار بود، خارج کرد. در نتیجه، زن نسبت به پوشاندن زینت هایى که خود به خود ظاهر است، وظیفه اى ندارد. اما زینت هاى مخفى مشمول نهى (لَا یُبْدِینَ) بوده و پوشاندن آن ها بر زن واجب است.


کیفیت پوشش اسلامی:
۱- وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ.) «خُمُرْ» جمع «خمار»، به معناى مقنعه، روسرى و پارچه اى است که زن با آن، سر خود را مى پوشاند . «جیوب» جمع «جیب» به معناى گریبان و یقه، قسمت بالاى لباس است ، در برابر دامن که به قسمت پایین لباس گفته مى شود; اما مراد از آن، محلِ یقه و اطراف آن یعنى گردن، گلو و سینه است . زنان مسلمان پیش از نزول آیاتِ پوشش، به حکم عادت معمول آن زمان، روسرى را از پشت گوش ها رد مى کردند و اطراف آن را به پشت خود مى انداختند . در نتیجه، فقط موى سرشان پوشیده مى شد و بخش هاى زیادى از زیبایى هاى آن ها مثل گوش ها، گوشواره ها، چهره، گردن و گریبان نمایان بود. خداوند متعال با فرو فرستادن این آیه، کیفیت صحیح پوشش زنان را بیان کرد و به آنان فرمود: باید دو طرف روسرى را از جانب راست و چپ به جلو آورند و به طور معکوس بر گریبان بزنند. این گونه پوشاندن موجب مى شود همه ی سر و گردن و زیبایى هاى آن پوشیده و فقط چهره باز بماند . در نتیجه، این آیه به طور صریح، پوشش سر و گردن را به عنوان یک حکم اختصاصى بر زن واجب مى کند.
۲-(یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْ نِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْ نَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً)(احزاب: ۵۹); اى پیغمبر! به همسرانت و دخترانت و به زنان با ایمان بگو که جلباب ها (روسرى ها)ى خویش را به خود نزدیک سازند. این کار براى آن که شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند، نزدیک تر است و خدا آمرزنده و مهربان است.
«جلباب» در لغت، به معناى جامه گشاد، کوچک تر از ملحفه یا جامه اى مثل ملحفه (چادر مانند) است یا همان خمار و مقنعه است . «اِدناء» از ریشه ی « دنو » به معناى قرب و نزدیکى است. فعل «یدنین» با حرف «على» به کار رفته که علاوه بر معناى اصلى خود، معناى گستردگى و پهن شدن نیز در آن تضمین شده است . در نتیجه، جمله (یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ)به معناى پوشیدن جامه ی وسیع و گشاد و بر خود گستراندن آن است. بنابراین، معناى آیه ی شریف این است که زنان جلباب بر خود بگسترانند، به گونه اى که سر و گردن و سینه، یا سر و سینه و تمام جوانب آنان را فرا گیرد .
این آیه نیز وجوب پوشش تمام بدن را براى همه ی زنان بیان کرده است; زیرا مخاطب آیه، همه ی زنان هستند.


پوشش، حمایت از حضور اجتماعى زن:
اسلام ، نه تنها زن را در حصار خانه محدود و زندانى نکرد، بلکه با آوردن قانون پوشش براى زن، در صدد تأمین امنیت وى در دو بعد مادى و معنوى برآمد. قانون پوشش هم، دلیل بر جواز مشارکت زن در اجتماع است و هم نشانه ی حمایت اسلام از دین و دنیاى زن. جمله: (ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ)که در پایان آیه ی «حجاب» آمده، نقش حمایتى پوشش را در بعد مادى بیان کرده است. زنان بدون پوشش یا با پوشش نامناسب، معمولاً در جامعه مورد انواع آزارهاى لمسى، دیدارى و شنیدارى مردانِ ضعیف الایمان قرار مى گیرند. در صدر اسلام نیز برخى از جوانان و افراد بیماردل بر سر راه ها و کوچه ها مى نشستند و وقتى زنان براى نماز جماعت یا کارهاى دیگر از خانه خارج مى شدند، به گونه هاى مختلف آنان را آزار مى دادند. آیه ی شریفه (ذَلِکَ أَد ْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ) به این امر اشاره کرده و فرموده است: این کار (پوشش) براى این که (زنان با حجاب) شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند، نزدیک تر است.
پوشش، پیام پاک دامنى و تقواست; پیام حیا و عفت است. در نتیجه، زنى که با پوشش از منزل خارج مى شود، این پیام را به مردان نامحرم و به مخاطبان خود منتقل مى کند و مردان نیز با گرفتن این پیام،ازوى حریم مى گیرند. نه زن،مردان را به سوى خودمی خواند و نه مردان به وى نزدیک مى شوند و بدین سان، او کمتر مورد آزار دیگران واقع مى شود.
بدحجابى و بى حجابى حامل خلاف این پیام به دیگران است. فرد بى حجاب، نگاه ها را به سوى خود فرامى خواند. بى حجاب خود را در معرض انواع نگاه هاى آلوده قرار مى دهد و به طور طبیعى، باید به دنبال آن، آزارهاى جنسى و فیزیکى آنان را نیز تحمّل کند.

 

آداب حضور زن در جامعه:


الف) عفت در نگاه:

در تعالیم اسلامی، مفهوم عفت عبارت است از:کنترل شهوت و جلوگیری از آن در خارج شدن از حدّ اعتدال. در کتب لغت آمده است : این واژه از ریشه ی «عفّ» گرفته شده است و به معنای «خودداری از آن چه حلال نیست و خودداری از سخن یا عمل ناپسند» می باشد.
راغب اصفهانی می نویسد: «عفت، حالتی است در برابر نفس که آن حالت از غلبه ی شهوت بر انسان جلوگیری می کند».
لذا منظور از عفت در نگاه آن است که فرد بتواند با ایمان و یقین بر نیروها و امیال شهوانی خود از طریق چشم غلبه کند. ارزش و اهمیت این مسأله از این بابت است که چشم اولین عضو بدن انسان است که گناه را مشاهده می کند و اگر فرد نتواند نگاه خود را کنترل کند، همان موجب سقوط و ذلت او می شود و خداوند چون خالق انسان است و از همه ی صفات وی آگاه است و برای انسان هر آنچه را که خوب و نیکواست، می خواهد ، لذا به عفت در نگاه توصیه نموده و انسان را از نگاه‌های حرام باز می دارد.
قرآن کریم در این زمینه می فرماید:
« به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آن ها پاکیزه‏تر است، خداوند از آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.
و به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند، و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه ی خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان یا بردگانشان (کنیزانشان) یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند، آن ها هنگام راه رفتن پاى‏هاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. (و صداى خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤمنان تا رستگار شوید. »


ب)پرهیز از تبرّج:
«تبرّج» عبارت است از: نمایان کردن چیزى که لازم است مستور و مخفى باشد. این واژه از ریشه «بّرج» است. به ساختمان هاى بلند و مرتفع نیز بدین دلیل که براى مردم نمایان است، «برج» گفته مى شود. به اظهار زیبایى هاى زن، که باید مستور باشد، «تبرّج» مى گویند . قرآن شریف در دو جا زنان را از خودنمایى و تبرّج برحذر داشته است:
یکى در سوره ی احزاب، آیه ی ۳۳ خطاب به زنان پیامبر(ص)فرموده است: (وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى); و در خانه هاى خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید. این دستور گرچه در قرآن شریف به لحاظ اهمیت و موقعیت ویژه اى که
زنان پیامبر(ص)در میان مردم داشتند، متوجه زنان رسول خدا(ص) شده است، ولى دلیلى بر اختصاص آن به زنان پیامبر(ص)وجود ندارد و مورد آیه نمى تواند مخصّص باشد.
دوم در آیه ی ۶۰ سوره ی نور در خصوص زنان سالمند گفته است: (وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَه.)این آیه، به زنان سالمند در کیفیت پوشش تخفیف داده است، مشروط به این که از این کار قصد تبرّج و خودنمایى نداشته باشند. بنابراین، تبرّج به طور مطلق، براى همه ی زنان، خواه زنان پیامبر باشند یا غیر آن و خواه جوان باشند یا مسن، ممنوع است و استثنایى ندارد.
این دستور بدان سبب است که زن ممکن است دستور پوشش را رعایت کند و با سرو گردن پوشیده در محل کار حاضر شود، در مجالس و محافل شرکت کند، به دانشگاه و مدرسه برود، اما با هیأتى که جلب توجه مى کند، با پوششى که دیگران را مجذوب خود مى سازد، با شکل و قیافه اى که نگاه ها را به خود خیره مى کند و میل جنسى افراد را تحریک مى نماید. در این صورت با این که زن پوشش دارد، ولى مشکلى که اینجا مطرح است، نوع پوشش و کیفیت آن است که هرچند بدن زن را از نامحرم پوشانده، اما هوس انگیز است، تحریک شهوت مى کند. این کار خودنمایى و به نمایش گذاشتن زیبایى ها براى به طمع انداختن دیگران است که در فرهنگ قرآن بدان «تبرّج» گفته شده است. دستور پوشش گرچه زنان را از بى حجابى منع مى کند، اما براى منع تبرّج و جلوگیرى از خودنمایى کافى نیست. از این رو، دستور پوشش به مکمّلى نیاز داشت که جلوى این گونه ظاهر شدن زنان را بگیرد. آیات یاد شده مکمّل و متمّم حکم پوشش است.
بنابراین، تمام زنان وظیفه دارند به هنگام خروج از خانه، از پوشش هاى هوس انگیز و حرکات جالب توجه و رفتارهاى تحریک کننده پرهیز کنند. روایات فراوانى نیز زنان را از تبرّج در مجامع عمومى نهى کرده است:
رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) نهى فرمودند از این که زن براى غیر همسر خود آرایش کند و زنى را که مرتکب چنین عملى شود سزاوار عذاب و آتش دانستند. و نهى کردند از این که زن لباسى بپوشد که در میان مردم انگشت نما باشد و همه به او نگاه کنند.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) دو گروه را اهل دوزخ دانست. در توصیف گروه دوم فرمود: زنانى که به ظاهر پوشیده اند، اما در واقع، برهنه و بى حجابند; با زرق و برق، خود را به مردم و نامحرمان نشان مى دهند و هوس هاى آنان را به سوى خود جذب مى کنند، موهاى سرشان همچون کوهان شتر عربى است.


ج) عفت در معاشرت:
یکی از شرایط مهم و اساسی فعالیت اجتماعی زن و حضور وی در صحنه های گوناگون، مرزبندی دقیق و جدایی او از مردان است.
قرآن کریم نیز بر این مطلب، تأکید ورزیده است«وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْئلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ» «هر گاه از ایشان (زنان پیامبر(ص) چیزی خواستید، از پشت پرده و حائل طلب نمایید».
این امر واضح است که فعالیت های اجتماعی زنان و حضور آنان در جامعه، زمینه ی ارتباط بین زن و مرد را بیش تر می کند و این ارتباط و اختلاط بین زن و مرد ،گاه مفسده ای در پی دارد. پس زنان و مردان اگر بخواهند جامعه ی خود را به سعادت و موفقیت نزدیک کنند، باید در این امربه عفاف روی آورده و از افراط و تفریط دوری کنند. چون شاید با رعایت نشدن این اصل حضور زنان در جامعه خطرناک شود.
ام سلمه می گوید: «هنگامی که رسول خدا نماز جماعت را تمام می کرد، قدری مکث می کرد تا زنان خارج شوند».
رسول خدا(ص) در زمان حیاتشان، درِ ورودی زنان به مسجد را از در ورودی مردان مجزا ساخت و فرمود: « لو ترکنا هذا الباب النساء». یعنی خوب است این در را به بانوان اختصاص بدهیم.
نیز در روایتی آمده است: «پیامبر اکرم(ص) دستور داد که شب هنگام که نماز تمام می شود اول زن ها بیرون بروند و بعد مردها. رسول خدا خوش نمی داشت که زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بیرون روند؛ زیرا فتنه ها از همین اختلاط بر می خیزد. رسول خدا(ص) برای این که برخورد و اصطکاکی رخ ندهد، دستور داد مردان از وسط و زنان از کنار خیابان بروند.


نتیجه گیری :
۱-از آیات و روایات به دست مى آید که اسلام میان دو حوزه ی خانه و بیرون، تفاوت قائل است.
دین براى زن در هر یک از این دو حوزه، دستورات ویژه اى وضع کرده است . زن در حوزه ی رحامت و خویشانِ طبقه اول، مثل پسر، پدر، برادر، دایى و عمو، موظّف به نوع خاصى از پوشش نیست. اما در خارج از این حوزه، یعنى در عرصه ی اجتماعى، باید تمام بدن خود را از دیگران بپوشاند، جذابیت ها، زینت ها و هر آنچه سبب جلب توجه مردان شده و زمینه ی تحریک آنان را فراهم مى سازد، کنار بگذارد. بنابراین، ظاهر کردن مقدارى از موى جلوى سر یا رها کردن گیسوان از پشتِ سر و نمایان کردن آن ها و ظاهر ساختن بالاتر از مچ به هیچ وجه مجاز نیست.
۲-قانون پوشش و استفاده از آن، در بعد مادى، ضریب امنیت اجتماعى زنان را افزایش داده، زمینه هاى سوء استفاده و آزار زنان را کاهش مى دهد و سبب مى شود زنان با آرامش خاطر، به فعالیت اجتماعى بپردازند. در بعد معنوى نیز زمینه ی طهارت باطنى و پاکیزگى روانى آنان را بیشتر فراهم مى سازد.
٣. آیات دال بر لزوم پوشش براى زنان، مطلق و براى همه ی زنان در تمام زمان هاست، نه ویژه ی قشرى از زنان و محدود به برهه اى از زمان.


فهرست ارجاعات ومنابع :
۱-(یا أیها الذین آمنوا إذا نودى للصلاه من یوم الجمعه فاسعوا إلى ذکر الله وذروا البیع ذلکم خیر لکم إن کنتم تعلمون فإذا قضیت الصلاه فانتشروا فى الارض وابتغوا من فضل اللّه)(جمعه: ۹ـ۱۰); (و آخرون یضربون فى الارض یبتغون من فضل اللّه)(مزمّل: ۲۰); (للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن)(نساء: ۳۲); (وابتغ فى ما آتاک اللّه الدار الاخره ولا تنس نصیبک من الدنیا وأحسن کما أحسن الله إلیک.) (قصص: ۷۷)

۲ -(و فى الارض آیات للموقنین وفى أنفسکم أفلا تبصرون)(ذاریات: ۲۰ و ۲۱)

٣- (و جعل لکم سرابیل تقیکم الحرّ و سرابیل تقیکم باسکم)(نحل: ۸۱); و براى شما پیراهن هایى آفریده است که شما را از گرما (و سرما) حفظ مى کند، و پیراهن هایى که حافظ شما به هنگام جنگ است. (یا بنى آدم قد انزلنا علیکم لباساً یوارى سوءاتکم و ریشاً) (اعراف: ۲۶) اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرو فرستادیم که اندام شما را مى پوشاند و مایه زینت شماست.

۴- ر.ک. سیدمسعود معصومى، احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعى آنان، قم، بوستان کتاب، ص ۹۹ـ۱۰۰٫

۵-ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، لبنان، الدوطار الاسلامیه، ۱۴۱۰ / احمدبن محمّد فیومى، مصباح المنیر فى غریب شرح الکبیر، قم، دارالهجره، ۱۴۰۵ / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البیان فى تفسیرالقرآن، چ دوم، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ج ۶، ص ۲۲۳٫

۶- فضل بن حسن طبرسى، پیشین، ج ۷، ص ۲۴۲ / سید محمّدحسین طباطبائى،تفسیرالمیزان، ج ۱۵، ص ۱۱۰ / محمّدبن احمدالقرطبى، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ۱۴۰۵، ج ۱۲، ص ۲۲۸٫

۷-ر. ک. على اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷/ سعید شرتونى، اقرب الموارد، قم، منشورات مکتبه آیه اللّه مرعشى نجفى، ۱۴۰۳ق.

۸- سید محمّدحسین طباطبائى، تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۱۱۲٫

۹-محمّدبن احمدالقرطبى، پیشین، ج ۱۲، ص ۲۲۸٫

۱۰-مرتضى مطهّرى، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۷۸، ج ۱۹، ص ۵۱۴

۱۱-فخرالدین طریحى، تفسیر غرائب القرآن، قم، زاهدى، ص ۹۱ / فضل بن حسن طبرسى، پیشین، ج ۸، ص ۱۷۸ / سید محمّدحسین طباطبائى، تفسیر المیزان، ج ۱۶، ص ۳۳۹ / جلال الدین سیوطى و جلال الدین محلّى، تفسیر الجلالین، بیروت، دارالمعرفه، ص ۵۵۹٫

۱۲-سید محمّدحسین طباطبائى، تفسیر المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۹٫

۱٣- مولى محسن فیض کاشانى، الاصفى فى تفسیرالقرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ج ۲، ص ۱۰۰۲ / فخرالدین طریحى، پیشین، ص ۲۷ / سید محمّدحسین طباطبائى، تفسیر المیزان، ج ۱۶، ص ۳۳۹٫

۱۴- ر.ک. شأن نزول آیه.

۱۵- ابن منظور،ص ۲۱۰

۱۶- راغب اصفهانی،ص ۳۵۱

۱۷-سوره مبارکه نور، ۳۱-۳۰

۱۸-فضل بن حسن طبرسى، پیشین، ج ۷، ص ۲۶۹ / فضل بن حسن طبرسى، جوامع الجامع، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۸، ج ۲، ص ۶۳۳ / سید محمّدحسین طباطبائى، تفسیرالمیزان، ج ۱۶، ص ۳۰۹ / ابى جعفر النحاس، معانى القرآن، تحقیق محمّدعلى صابونى، جامعه ام القرى، ۱۴۰۹، ج ۵، ص ۳۴۷ / محمّدبن على شوکانى، پیشین، ج ۴، ص ۲۷۸٫

۱۹- شیخ صدوق، الامالى، ترجمه آیه اللّه کمره اى، چ چهارم، تهران، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲، ص ۵۱۰

۲۰- محدّث نورى، پیشین، ج ۱۴، ص ۲۸۰٫

۲۱-. احمدبن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، ج ۲، ص ۳۵۶ / شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۹۰٫

۲۲- احزاب، ۵۳

۲٣- سنن ابی داوود، ص ۱۸۰

 

پی نوشت :
۱- (نظام حقوق زن دراسلام ،شهید مرتضی مطهری، ص۲۶۳).



+ 5
مخالفم - 0

این نوشته را به اشتراک بگذارید

ارسال نظر



کد امنیتی کد جدید


 

 

© تمامی حقوق این سایت برای شفاگاه محفوظ است.

بانک تجربه مفید - آدرس درمانگاه و مطب - گیاهان دارویی 

طراحی وب سایت