تجربه مذهبی آثارعاطفی وروانی نماز

 

 


 

 

در اين مقاله از تأثير نماز در صفات و حالات راسخ و غيرراسخ رذيله يا حسنه مانند محبت و عشق، كينه و نفرت، خشم و غضب، بيم و اميد، يأس و اضطراب، شادي و نشاط، غم و مانند آن، سخن به ‌ميان مي‌آيد. نماز با شکوفا نمودن ارزش‌هاي عاطفي و تعديل اميال نفساني و جهت‌دهي به انگيزه‌هاي دروني، انسان را به مقامات بلند معنوي مي‌رساند.

براي تعديل عواطف و تربيت انسان كافي است که در مبادي ذهني و قلبي او تصرّف شود. تغيير برداشت و خواست يا نگرش و گرايش انسان در جهت اهداف مطلوب اسلامي و جهت‌دهي سلايق و علايق او در جهات الهي دو نتیجه مهم در پی دارد: اولاً موجب شناخت متعلّقات مفيد و مضرّ می­شود. ثانياً سبب تعلّق اميال به متعلّقات مفيد، تنفر طبع از متعلّقات مضر و جهت‌گيري صحيح واکنش‌هاي عصبي، بدني و رفتاري خواهد بود.[1]

تربيت عاطفي نماز، به ارتباط انسان با منبع عاطفه و رحمت لايزال الهي برمي‌گردد. هنگامي که نمازگزار متوجه نماز مي‌شود، خداي مهربان به او نظر لطف فرموده،[2] او را مورد رحمت و مغفرت بي‌کران خود قرار مي‌دهد. پيامبر گرامي اسلامd در سفارش‌هاي خويش به ابوذرw مي‌فرمايند:

"انسان با ايمان هرگاه به نماز مي‌ايستد، رحمت پروردگار عالم تا عرش او را احاطه نموده، فرشته‌اي بر او گماشته مي‌شود که ندا مي‌کند: فرزند آدم! اگر مي‌دانستي در نماز چه نصيب تو مي‌شود و با چه کسي سخن مي‌گويي، هرگز از آن باز نمي‌ايستادي!"[3]

با استفاده از شواهد و قرائن به­دست مي‌آيد که نماز کارويژه‌هايي حياتي در زمينه ابعاد عاطفي و انگيزشي زندگي انسان به همراه دارد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

 

کاهش اضطراب

اضطراب، افسردگي و نبود آرامشِ روحي و رواني، گمشدة زندگي مدرن امروز است. انسان‌ها به­علت مشکلات زندگي و گرفتاري‌هاي محيطي اضطرابی مداوم را تجربه مي‌کنند. در اين ميان، نماز نقش بسيار ارزشمندي در کاهش استرس‌ها و اضطراب‌ها دارد. نماز باعث تمدد اعصاب و آرامش رواني در نمازگزاران مي‌گردد. نمازگزاراني که در زندگي ناملائماتي تجربه مي‌کنند، با اتکای به عبادت معنوي نماز و با توجه به خداوند متعال، فشارهاي رواني را پشت سر مي‌گذارد. می­توان گفت اين تأثير مهم نماز در درمان اضطراب، از جهاتی همانند تأثير روش روان درماني برخي درمانگرانِ رفتارگرايي معاصر در درمان اضطراب بيماران رواني است كه از راه درمان از راه آرام­سازي يا درمان از راه كاهش حساسيت انفعالي انجام مي­گيرد.[4] روان‌ درمانگراني مانند"ژوزف و لپه" از روشي پيروي‌ مي‌كنند كه به"منع متقابل" معروف است و نام‌ "درمان از راه آرام‌سازي(حساسيت‌زدايي)" يا "درمان از راه كاهش حساسيت انفعالي" بدان‌ اطلاق مي‌شود. در اين روش درمانگر مي‌كوشد ميان موارد اضطراب‌انگيز و واكنش مخالف‌ اضطراب يعني همان حالت تمدد اعصاب رابطه‌ ايجاد كند. مي‌بينيم كه وجه تشابه ميان روش‌ روان‌درماني كه روان‌درمانگران رفتارگر استفاده‌ مي‌كنند و اثر درماني منتج از نماز، بسيار مشهود است.

نمازگزار پس از نماز، به ذكر دعا و تسبيح مي‌پردازد و اين خود به تداوم حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني كمك مي‌كند. انسان در دعا با خداي خود به مناجات مي‌پردازد و از مشكلاتي كه او را در زندگي مضطرب و ناراحت ساخته است، به درگاهش پناه مي‌برد. با بازگو كردن مشكلات اضطراب‌انگيز در چنين‌ حالتي از آرامش رواني، منجر به رهايي از اضطراب از راه ايجاد ارتباط شرطي جديد ميان‌ مشكلات و حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني‌ مي‌شود. بدين ترتيب مشكلات به­تدريج قدرت‌ اضطراب‌زايي خود را از دست مي‌دهد و با حالت‌ تمدد اعصاب و آرامش رواني كه حالتي مخالف‌ اضطراب است به­صورت رابطه‌اي شرطي شده، پيوند مي‌يابد.[5]

در آيات و روايات خصوصيت اضطراب زدايي نماز، مورد توجه قرار گرفته است. در آيه 277 سوره بقره تأکيد شده است که نمازگزاران از خوف و حزن بري هستند[6] خوف به­معناي ترس و واهمه از آينده است و حزن به­معناي ناراحتي‌هاي گذشته است.[7] بنابراين نماز هم انسان را در برابر ناملائمات گذشته و هم آينده بيمه مي‌کند. نماز، با ارزش‌ترين ذکر خداوند است. ذکر خداوند در هر حال سبب آرامش، طمأنينه و آسايش روحي و رواني مي‌گردد.[8]

علاوه بر مسائلي كه ذكر شد، بيان مشكلات و مسائل پس از نماز موجب آرامش رواني مي­شود. اين فرصت مقتنم، فقط در اختيار افرادي قرار مي‌گيرد كه به اقامه نماز مي­پردازند. به­طور كلي تحقيقات متعدد روان شناسان نشان مي­دهد كه حالت رواني انسان با آشكار كردن مشكلات در حضور يك دوست صميمي يا درمانگر رو به بهبود مي­رود. حال تصور كنيد كه همين انسان اگر مشكلات خود را با خدا بازگو كند و پس از نماز به مناجات با پروردگار و دعا مشغول شود و از درگاه او طلب ياري کند، حالت رواني او تا چه ­اندازه بهبود پيدا مي­كند. ملاحظه مي­شود كه همان نتيجه­اي كه در يك روان­درماني مؤثر و موفق حاصل مي شود، از نماز نيز به­دست مي­آيد، زيرا آن احساس امنيت و رهايي از اضطراب را كه نماز در انسان ايجاد مي­كند، موجب آزاد شدن نيروي رواني او مي­شود كه اين آزادي ضامن ايجاد سلامت روان است. نيرويي كه قبلاً در زنجيرهاي اضطراب، نگراني و افسردگي، مقيد و زنداني بود.[9]

 

تأثير نماز در کاهش اضطراب و افسردگي در مطالعات و تحقيقات روانشناختي تأييد شده است.

 

دكتر توماس هايس لوپ در اين باره توضيح مي‌دهد :

"مهمترين مطلبي كه در من در طول چندين سال تجربه و آزمايش به­­دست آورده‌ام اين است كه بهترين وسيله براي درمان بي‌خوابي، نماز و نيايش است. با اين قيد كه من پزشكم و اين سخن را مي‌گويم كه نماز بهترين وسيله‌اي است كه تاكنون براي توسعه اطمينان و تسكين اعصاب و آسايش و نشاط شناخته شده است، كه زمينة بي‌خوابي را بر طرف مي‌گرداند. به­عبارت دقيق­تر مهمترين وسيلة ايجاد آرامش در روان و اعصاب انسان نماز است."[10]

تحقيقاتي که در ايران به انجام رسيده است نيز گوياي نقش بي‌بديل نماز در سلامت روان انسان است. موسوى و همكاران (1380) پژوهشى با هدف تعيين رابطه نحوه به­پادارى نماز با اختلال افسردگى اساسى بر روى صد بيمار مراجعه كننده به درمانگاه بيمارستان خورشيد (1375) اصفهان انجام دادند. بدين ترتيب پرسش نامه­اى در مورد نحوه به­برپادارى نماز را بر روى بيماران(به­عنوان گروه آزمودني) و همزمان صد نفر از افراد غير بيمار (به­عنوان گروه گواه) تكميل كردند. تحليل داده­ها توسط آزمون t و X2 صورت گرفت نتايج نشان داد كه رابطه معنادارى[11] بين نحوه به­پادارى نماز و افسردگي و عدم افسردگي وجود دارد.[12]

جليلوند واژه‌اى(1378) پژوهشى با هدف بررسى رابطه پایبندى عملى به تقيدات مذهبى (نماز) و اضطراب دانش آموزان دبيرستانى شهر تهران در سال تحصيلى 76ـ 75 انجام دادند. در اين پژوهش 501 دانش آموز دختر و پسر از مناطق نوزده­گانه آموزش و پرورش شهر تهران با پرسشنامه اضطراب كتل و پرسش نامه سنجش ميزان پاى بندى عملى به تقيدات دينى(نماز) آزمون شدند. نتايج نشان داد كه بين نماز و اضطراب رابطه منفى و معنادار وجود دارد.[13]

رادفر و عروجى (1380) در پژوهشى با هدف نقش پاى بندى عملى به نماز در ميزان شيوع اضطراب انجام دادند. در اين پژوهش چهارصد دختر دانش آموز از نواحى سه­گانه آموزش و پرورش شهر قم به­وسيله پرسش نامه اضطراب كتل و فرم سؤالاتى كه جهت ارزيابى پایبندى عملى به نماز طراحى شده بود، آزمون شدند. نتايج نشان داد كه افرادى كه نمره نماز بالاترى دارند (توجه و پاى بندى بيشترى نسبت به اقامه نماز دارند) از اضطراب كمترى برخوردارند.[14]

دكتر "آكيروماتسوموتو" مدير كانون تعليماتي مطالعات و تحقيقات مربوط به خاورميانه در دانشگاه دولتي ژاپن كه چند سال پيش به اسلام گرويده است، تأثير نماز را در تسكين روح و آرامش نفس در نامه‌اي به يکي از دوستان مسلمان خود چنين به تصوير مي‌کشد.

"گاهي آن دفترچة نماز را كه شما براي من لطف نموديد نگاه مي­كنم و مطابق توضيحات آن با خود نماز را اقامه مي­كنم. فهميدم كه نماز خواندن براي تسكين روح خود تأثيري خوب دارد. مثلا روزي كه در محل كار خود با مسائل ناراحت كننده مواجه مي­شوم به خانه بر مي­گردم و نماز مي­خوانم تا نفس خود را آرام بسازم ... ."[15]

يكي از علل نقش نماز در آرامش روان بسترسازي براي تكيه به موجود برتر است. احساس اتكای به چنين موجودي آرامش­ آفرین است. انسان به­­رغم توانايي­هايي كه دارد موجودی است ضعيف كه به­سادگي به یأس و نااميدي مي­گرايد. تكيه به قدرت مطلق، او را از يأس باز مي دارد و آرامش را برايش به ارمغان مي­آورد.

تمام شواهد مذکور نشان از اين دارد که نماز مي­تواند اضطراب، نا آرامي، تشنج‌هاي عصبي، اختلالات رواني را کاهش داده و آسايش رواني، طمانينه، عزت نفس و سلامت رواني را به­ دنبال ‌آورد.

 

بالا بردن سطح تحمل و رهايي از غم و اندوه

زندگي انسان پیوسته آماج مشکلات، گرفتاري‌ها و درماندگي‌ها است. اين مشکلات، در زندگي مدرن فراوان‌تر، پيچيده‌تر و آزاردهنده­تر شده است. متخصصين راه‌هاي بسیاری را پیشنهاد می­کنند به­منظور اینکه ظرفيت انسان‌ را در مقابل مشکلات و گرفتاري‌ها بالا رود. يکي از دسترس‌ پذيرترين راه­ها براي جوامع ديني، مناسک و اعمال عبادي و معنوي است. کليفورد گيرتز جامعه­شناس، اسلام‌پژوه و نظريه­پرداز فرهنگ بعد از مطالعات و مشاهدات فرواني که در مراکش و اندونزي روي مسلمانان انجام داد، به اين نتيجه رهنمون شد که دين، تبيين‌هاي نهايي درباره جهان را برعهده دارد. يعني؛ دين تلاش مي‌کند که يک معناي نهايي و يك هدف نظم­دهندة بزرگ براي جهان معرفي کند.[16] از نظر گيرتز اين عملکردِ دين توجيه روانشناختي دارد و به علاقمندي انسان به سامانمندي جهان باز مي‌گردد. از يک­ طرف انسان علاقه دارد جهان را داراي نظم ببيند و از سوي ديگر رويدادهاي شگفت آور و نابهنجاري وجود دارد که با وسايل طبيعي قابل تبيين نيستند. رخدادهایي چون مرگ، خواب و خيال، بلاهاي طبيعي، رنج و شرور و توفيق شروران و رنجش نيکان از اين جمله­اند. دين سعي مي‌کند تجربه‌هاي تلخ زندگي و رخدادهاي نابهنجار را که به بي سروساماني جهان دامن مي‌زند، معنادار و توجيه پذير سازد.[17]

برداشت فوق از دين و باورهاي ديني و اعمال و رفتار مذهبي برداشت درست و مطابق شواهد ديني است. در سوره بقره مؤمنين مأمور شده­اند که هنگام مشکلات و گرفتاري‌ها به نماز پناه ببرند؛ "وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ"[18]. پایین درجة معناي آيه اين است که هنگام گرفتاري‌ها نماز بخوانيد. گويا نمازگزاردن در آسان­سازي و رفع مشکلات نقش دارد. مقارنت نماز و صبر در آیه نشان مي‌دهد که براي کاهش آسيب‌هايي که مشکلات بر افراد تحميل مي‌کند بايد آستانه تحمل افراد بالا برده شود. از امام صادقj نقل شده است: "هرگاه غمي از غم­هاي عالم دامنگيرتان شد وضو بگيريد و به مسجد برويد دو رکعت نماز بخوانيد و دعا کنيد".[19] روايات ديگري نيز وارد شده است که در آن به نقش نماز در رفع غم و گرفتاري‌ها اشاره شده است.[20]

" نورمن وينسنت گريسي" به نيکويي يادآوري کرده است: "دعا و نماز، بزرگ­ترين نيرويي است كه براي مبارزه با دشواري­هاي زندگي روزانه و به­­دست آوردن آرامش روحي، شناخته شده است. گفتگو با خدا، بايد عادت هميشگي انسان شود؛ نه اينكه چون درماندگي به نهايت رسيد، رو به خدا كنيم ...نخستين قاعدة دعا و نيايش، آن است كه ضمير ما را آرام مي‌كند و قلب دردناك ما را شفا مي‌بخشد و در كاري كه در پيش داريم بصيرت و روشني فراهم مي‌آورد.[21]

بنابراین نماز و نيايش، عامل سازنده­اي است كه مقاومت و ايستادگي انسان را در نشيب و فرازهاي زندگي، حفظ مي‌كند و نمازگزار را در هر خير و شري و در هر اقبال و ادباري حفظ مي‌کند. ساده‌ترين تحليل اين مدعا اين است که نمازگزار در مشکلات به خداوند اتکا مي‌کند و او را در گرفتاري‌ها خود سهيم مي‌شمارد؛ در حالي که انسان محروم از نماز و دعا هنگام بروز مشكلات، خود را تنها مي­بينيد. لذا، در دعا نوعي رابطه عاطفي بين انسان و خداوند بر قرار مي شود كه اين خود عاملي براي برونريزي عاطفي در فرد مي‌شود.[22]

 

منابع وپی نوشت

[1] . از تفاوت‌هاي اساسي الگوي اسلامي و غيراسلامي تربيت عاطفي، تفاوت آنها در تعيين متعلّقاتِ مطلوبِ عواطف از يک­‌سو و هدفي که در هدايت عواطف به­سمت متعلّقات مطلوب دنبال مي‌شود، از سوي ديگر و شناخت و بينشي که زيربناي تشخيص مطلوبيت را تشکيل مي‌دهد، از سوي سوّم است.

.[2] رسول خداd : " اذا قام العبد المومن في صلاته نظر الله عزوجل اليه" ؛چون بنده مؤمن در نماز خويش بايستد، خداوند به او مى‏نگرد( به او توجه خواص دارد)(وسائل الشيعه، ج3، ص21).

[3]. يَا أَبَاذَرٍّ مَا مُؤْمِنٍ يَقُومُ مُصَلِّياً إِلَّا تَنَاثَرَ عَلَيْهِ الْبِرُّ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْعَرْشِ وَ وُكِّلَ بِهِ مَلَكٌ يُنَادِي يَا ابْنَ آدَمَ لَوْ تَعْلَمُ مَا لَكَ فِي الصَّلَاةِ وَ مَنْ تُنَاجِي مَا انْفَتَلْت‏ ( مجلسي، بحار الانوار، ج 74، باب 4، صص 76 ـ 78، ح 3). همچنين علامه مجلسي نقل مي‌فرمايد: براى نمازگزار سه چيز است؛ چون به نماز ايستد، خوبي‌ها از اطراف آسمان بر سرش فرود آيد و ملائكه از زمين تا فراز آسمان­ها پر مي­شوند و ملكى فرياد مي‌كند: اى نمازگزار اگر بدانى كه با چه كسى مناجات مي‌كنى هرگز غفلت نخواهى كرد(مجلسی، بحار الأنوار، ج 74، ص 80).

[4] . ریدرز دایجست، معجزه­های دعا و نیایش، ص‌ ۶.

[5]. نقش نماز در روان درماني، مجله تربيت، دي 1375، شماره 114، ص 23.

.[6] "إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ"؛ كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مى‏شوند(بقره: 277).

[7]: شیخ‏ طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج1، ص261.

[8]الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد:28).

[9] . نقش نماز در روان درماني، مجله تربيت، دي 1375، شماره 114، ص 23.

[10] . ک‍ارن‍گ‍ی‌، دی‍ل‌، آيين زندگي، ص 249.

[11]. معناداري رابطه ميان دو پديده در تحليل­هاي آماري به­معناي رابطه علي و معلولي و تأثير و تاثر ميان دو پديده است.

[12] . دبير خانه ستاد مرکزي اقامه نماز، فصلنامه نيايش، شماره 5، بهار 1380، ص 135.

.[13] دبير خانه ستاد مرکزي اقامه نماز، فصلنامه نيايش، شماره 5 بهار 1380، ص 135.

[14] . دبير خانه ستاد مرکزي اقامه نماز، فصلنامه نيايش، شماره 5 بهار 1380، ص 135.

[15] . شجاعي، علي ، سلامت روان در پرتو نماز، ص 63.

[16] . پالس، دانيل ، هفت نظريه در باب دين، ص345.

[17] . ر.ک. هميلتون، ملکم ، جامعه شناسي دين، ص267 ـ 269.

. بقره: 45.

[19] عن الصادق j: "مايمنع احدكم اذا دخل عليه غم من غموم الدنيا ان يتوضا، ثم يدخل المسجد فيركع ركعتين، يدعو الله فيها"(وسائل الشيعه ج5، ص 264).

[20]. از جمله روايات ذيل که دلالت مي‌کند بر اینکه ميان غم و ناراحتي‌ها و نماز رابطه معکوس برقرار است: "صلاة الليل ... تذهب بالهم"(وسائل الشيعه، ج5، ص 272).

[21] . شجاعي، علي ، سلامت روان در پرتو نماز، ص 62.

[22] . راهنماي پژوهش در قرآن و علوم روز، ص 191.



+ 4
مخالفم - 0

این نوشته را به اشتراک بگذارید

ارسال نظر



کد امنیتی کد جدید


 

 

© تمامی حقوق این سایت برای شفاگاه محفوظ است.

بانک تجربه مفید - آدرس درمانگاه و مطب - گیاهان دارویی 

طراحی وب سایت